معين الدين محمد زمچى اسفزارى

121

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

ديگر قريه « شكبدان » « 1 » از مضافات ولايت فوشنج است ، موضعى است وسيع با منازل رفيع ، و از آثار خيرات و نشان « 2 » مبرّات و مداخل و موقوفات آن بعضى هنوز باقى است ] . ديگر قصبه : « كوسويه » « 3 » خطهء معموره « 4 » است در ميان صحرا ، و مختصر فصيلى از گل « 5 » بر گرد آن كشيده . از عجايب و وقايع آن قصبه آنكه از عشاير چنگيزخان « دواء بن براق » بنواحى كوسويه رسيده با نود هزار مرد كارزار كه هريك خود را اسكندر روزگار و غضنفر روزگار ميشمردند در تاريخ سنه خمس و تسعين و ستمايه « 6 » سوار چند از متجنّده او بكوسويه رفته اهالى آنجا را گفتند كه پادشاه جهان دواخان با چندين هزار سوار جرار جلادة شعار ميرسد طريق امتثال و استقبال مسلوك داريد ، و شرايط ايلى و ساورى « 7 » و پيشكشى و ما حضرى « 8 » بجا آريد ، شهاب الدين زيرك كه مقدم و پيشوا

--> ( 1 ) - شكبدان : حافظ ابرو در فهرست اسامى دهكده‌هاى بلوك فوشنج ( پوشنگ ) دهكده‌هاى : « شكيبان » و « سكوان » را ياد كرده است و ظاهرا دهكده سكوان همان شكبدان است كه بدست نسّاخ بدين‌صورت تحريف شده است . ( جغرافى حافظ ابرو ورق 169 ) ( 2 ) - مج : آثار خيرات و سان ( كذا بى نقطه ) مبرّات . كلمهء : سان ظاهرا بقرينهء سياق عبارت در اصل ( نشان ) بوده و قياسا متن تصحيح شد . ( 3 ) - كوسويه : « ولايت كوسويه در غربى هراتست بعد از ولايت فوشنگ باغستان بسيار دارد و آب آن از هرات‌رود است . . . . . . و در آن قصبه آسياهاى باد ساخته‌اند . . . . » ( جغرافى حافظ ابرو ورق 169 ) . ( 4 ) - مج : معموره است . مك : معمور است . ( 5 ) - مج : فصيلى بر گرد . مك : فصيلى از گل بر گرد . ( 6 ) - سيفى هروى در ( ذكر هفتاد و نهم و هشتادم ) تاريخ‌نامه خود وقايع ايلغارو « حرب پادشاهزاده دواء بن براق با خلق كوسويه و پوشنگ » را به تفصيل ذكر نموده و دواء بن براق را يك جا پادشاهزاده و جائى ديگر پادشاه جهانگير ناميده و شهاب الدين زيرك را نيز ملك كوسويه نوشته است . ( 7 ) - ايلى و ساورى : ايل بكسر اول در زبان مغولى : دوست و موافق و رام و ايلى : اطاعت و فرمانبردارى . ( ساورى ) : اين كلمه در تاريخ غازانى نيز آمده و ( ساو ) وزن : گاو ( 8 ) - مج : و پيشكشى و ما حضرى . مك : و ما حضر و پيشكشى .